تبليغاتX
دوچکاوک
ارتباطات. خبر. سرگرمی
سه شنبه 22 خرداد1386

آنگاه که تیمور لنگ، به ایران یورش آورده بود. در یکی از شهرها ناگهان شورشی به پا می‌شود و تیمور و سپاهش ناچار به بازگشت می‌شوند. تیمور از اطرافیانش می‌پرسد: چه در این شهر روی داده که این گونه ما را زمین گیر و ناتوان ساخته است؟

 

پاسخ می‌دهند: فردی چند بیت شعر بازنویسی کرده و به شمارگان زیاد در بین اهالی پخش نموده و این اشعار خون ایرانیان را به جوش آورده و آنان را بر ما شورانده

 

جهان پر زِ بدخواه و پر دشمن استمجسمه فردوسی- میدان فردوسی.ابوالحسن خان صدیقی

                     همه مرزِ ما جایِ اهریمن است

نه هنگام آرام و آسایش است

                     نه روز درنگ است و آرایش است

همه جای جنگی سواران بدی

                      نشستنگهِ شهریاران بدی

کنون جایِ سختی و جایِ بلاست

                      نشستنگه تیزچنگ اژدهاست

دریغ است از ایران که ویران شود

                       کنامِ پلنگان و شیران شود

چه خوش گفت موبد که، مردن به نام

                       به از زنده، دشمن بر او شادکام

 

تیمور می‌پرسد این اشعار از کجا آمده؟

پاسخ می‌دهند: شاهنامه فردوسی

 

شاهنامه‌ای می‌آورند، چند بیتی را که می‌خواند، می‌بیند تورانیان از ایرانیان شکست خورده‌اند. به خشم می‌آید و می‌پرسد: فردوسی اکنون کجاست؟

می‌گویند: در گذشته و در توس به خاک سپرده شده.

 

تیمور، شاهنامه به دست سوارِ اسب می‌شود و به تاخت به سوی توس می‌تازد. بر سر مزار فردوسی فرود می‌آید، بی درنگ مشتی از خاک او را به هوا پرتاب می‌کند و می‌گوید:

 

سر از خاک بردار و ایران ببینمجسمه فردوسی- کتابخانه ملی. نسیم عیسی اف

                   به کام دلیران توران زمین

 

 

در این هنگام شاهنامه از دست او برزمین می‌افتد و دو بیت به چشم تیمورِ لنگ می‌آید:

 

 

چو بیشه تهی شد ز شیر و پلنگ

                     دلیر آید از در روباهِ لنگ

 

 

 

 

برداشتی از نوشته:

سلامتی، بابک. در خورِ فردوسی نبود، هفته نامه اَمرداد،6 خرداد 1386 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:42 PM  توسط دوچکاوک  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://2chakavak.blogfa.com